تبلیغات
چمدان ذهن

چمدان ذهن
قالب وبلاگ
تصمیم گرفته ام بیشتر از قبل دختر مامان باشم. بیشتر از قبل برایش دختری کنم. بیشتر از قبل بروم کنج تنهایی اش بنشینم و او از هرچه در عمق دلش جا خوش کرده است، حرف بزند و من گوش کنم، بخندم، نگران بشوم، دقیق بشوم و در یک کلمه، همراهی اش کنم. تصمیم گرفته ام کمی از خودخواهیم کم بکنم. اینهمه سال دویده ام که درس بخوانم، این دوره و آن دوره را بروم، بنویسم و سرکار بروم و به آرزوهایم برسم. اینهمه سال که با خیال راحت برای خودم دویده ام، یک نفر ایستاده بود کنارم و نمی گذاشت آب توی دلم تکان بخورد. ایستاده بود پشتم و نمی گذاشت خسته شوم. نمی گذاشت خسته ام کنند. و حالا آن یک نفر احتیاج دارد که کسی برود کنج تنهایی اش بنشیند و خلوتش را با خودش به هم بزند. احتیاج دارد که کسی بشیند پای حرفهایش. احتیاج دارد که با کسی شبیه خودش، خوش بگذراند.

می گویم: برویم سینما. خوشحال می شود. این را از برق چشمانش می فهمم و از زود آماده کردن سفره ناهار. سر سفره می پرسد: مگر قرار نبود با معصومه هم هماهنگ کنی برای سینما؟ همینطور که لقمه ام را قورت می دهم، می گویم باشد برای فیلم خوب بعدی که اکران می شود. می پرسد: چرا؟ می گویم: دوست دارم دوتایی باهم برویم. دوست دارم مادر و دختری برویم. بی نفر سوم. خودمان دوتایی. دوباره برق چشمانش، رضایت را نشانم می دهد.

می رویم سینما. تمام سعی ام را می کنم که بهش خوش بگذرد. حتی غر نمی زنم سر اینکه با چه وسیله ای برویم. می گذارم امروز مال او باشد. مال دخترم. دختری که مادرم است. حتی سر پیاده برگشتن هم چیزی نمی گویم. دل می دهم به هر چه دلش خواست و می گذارم یک روز را خوش بگذراند. می گذارم یکی از همان احساس های خوبی را که خودش همیشه به من می دهد، تجربه کند. حتی وقتی می گوید برویم نمایشگاه شهرداری، علی رغم میل باطنی و اکراهم قبول می کنم. با لبخند قدم به قدمش می روم.

اصلاً من می گویم مادرهای دختردار گاهی هم باید دختر  ِ دخترشان بشوند و اجازه بدهند دخترشان مادری کردن را مزه مزه کند.


[ 1393/01/16 ] [ 22:16 ] [ پرستو ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

نویسندگان