تبلیغات
چمدان ذهن

چمدان ذهن
قالب وبلاگ
برخی واژه ها مثل برخی آدم ها مظلومند. آنچنان که باید درست شناخته نمی شوند. حقشان درست ادا نمی شود. در جایی که نباید استفاده می شوند و در آنجایی که باید،نه. اوج مظلومیت برخی واژه ها وقتی است که اسبابی می شود دست عده ای برای کوبیدن مفهوم خود این واژه. نمونه بارز این واژه های مظلوم «افراط» و «تعصب» است.

افراط یعنی تندروی و از حد گذشتن در مقام قول و فعل، بدون ملاحظه اینکه موضوع چیست. یعنی فرقی نمی کند که آدمی در خوردن از حد بگذرد یا  در نخوردن. در تفسیرش از دین دچار افراط شود یا پذیرش بی چون و چرای باورهای لیبرال.  همه در مجموع افراط است و پشت سر گذاشتن حدود.

حال و روز تعصب هم همان است که در شرح افراط گذشت. جانبداری بدون فکر و تعقل ییعنی تعصب. حالا موضوع این جانبداری کر و کورانه هر چه می خواهد باشد. اما در دنیای امروز تعصب فقط شده است ابزاری دست لیبرالها و اومانیست ها و غرب گرایان برای کوبیدن متدینین جامعه. برای کوبیدن حزب اللهی ها. این میان هر کس به اسب غرب بگوید یابو، همین جماعت، حکم اعدام با گیوتین را برایش صادر می کنند که وای و هوار که یک نفر مکتب ما را نقد کرده است و چه و چه. حالا هزاری هم برایش استدلال کنی که این چیزی که شما به اسم اسب خیال می کنید سوارش شده اید، اسب نیست بلکه یابویی است که اتفاقا خوب هم از شما سواری گرفته است؛ اصلا مگر فرصت استدلال کردن به تو می دهند. چرا؟ چون تو متدینی. پس طبق نظر اینها متعصبی و نباید حرفت را حتی بشنوند.

بله، دقیقاً همین منتقدین تعصب و افراط وقتی یک جمله خلاف باب میلشان بشنوند، اولین کاری که می کنند تا سر حد «یکی کردنت با خاک» فحش و بد و بیراه نثارت می کنند تا دیگر جرأت نکنی و نکنند برای نقد آنها. بعد؛ از همان برچسبهای آماده ی «تعصب» از جیبشان در می آورند و می چسبانند به پیشانی ات که خودشان را تبرئه کنند. حالا خدا نکند رسانه هایی هم دم دستشان باشد که بساط مبارزه شان با افراط و تعصب!!!!! را کامل می کند.


در مرام اینها، مبارزه با افراط یعنی اینکه هر کس را که خلاف میل تو حرف زد تا منتها درجه ی خود به باد شماتت و توبیخ و نکوهش بکشانی و کاری کنی که نتواند دیگر حرف بزند چه برسد به حرف مخالف تو. در مرام اینها مبارزه با تعصب یعنی اینکه شما آزادی تا نظر موافق خودت را با اصول و عملکر مرام اینها همیشه ابراز کنی و إلّا، فَلا*.




*جزو اصطلاحات رایج در متون عربی است. وقتی در موضوعی صحبت می شود که دارای چندین حالت است و برای هر حالت شرایطی متصور است اول شرایط را می شمارد. و در انتها برای اینکه بگوید اگر این شرایط محقق نشد، پس فلان حکم هم بر موضوع مترتب نیست، می گویند و الّا فلا. یعنی در غیر اینصورت، پس هیچ.




[ 1392/12/1 ] [ 21:20 ] [ پرستو ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

نویسندگان